[ad_1]

اصلاحات

خدمات سیاسی Yektapress ؛ تعداد کمی از افراد در سال 1992 تصور می کردند که اوضاع اصلاح طلبان پس از پایان دولت روحانی بسیار آشفته خواهد بود. به همین دلیل آنها همه تلاش خود را برای پیروزی روحانی انجام دادند تا اصلاحات به قدرت برگردند. اما دولت تدبیر و امید روحانی طی 8 سال چنان عملکرد ضعیف و خسارتی برجای گذاشته است که خود اصلاح طلبان نمی دانند این روزها چه بهانه ای برای بی کفایتی دولت خود جمع می کنند! در سال های اخیر ، این گروه از پاسخ دادن به مشکلاتی که هر روز ایجاد کرده اند ، با تاکتیک های روانشناختی فرار کرده اند ، اما تاکتیک های فرار و روانشناختی و … بنابراین؟ آنها به خوبی می دانند که حنا آنها دیگر برای انسان رنگی نیست.

در همین حال ، ضعف حاکمیت و بی تدبیری وزیر کم بود ، 30 نماینده بی لیاقت و سودجو به لیست فاجعه جنبش در سال 1998 اضافه شدند و اصلاحات عملاً در پایین ترین سطح قرار گرفت ، جایی که خاتمی ، هاشمی رفسنجانی و فسیل های امنیتی وی برای مردم و سیستم حفاری کردند .

امروز ، وقتی از بیرون به اردوگاه اصلاح طلبان نگاه می کنیم ، به نظر می رسد شهری جنگ زده است که از نقاط مختلف آن دود سیاه برافراشته است و هیچ امیدی به بازسازی آن وجود ندارد. امروز روند اصلاحات با دو بحران بزرگ روبرو است که با توجه به رفتار اخیر آنها پس از انتخابات بعید است فعلاً از پس این بحران ها برآییم. اختلافات در اردوگاه زمانی آشکارتر شد که یک نظریه پرداز اصلاح طلب در اعتراض به وضع موجود استعفا داد.
تبار علویت

1- بحران فروپاشی بدنه اجتماعی
همانطور که گفته شد ، بی تدبیری و سو mis مدیریت در زمینه های مختلف ، سیاست های مضر اقتصادی ، دیدگاه های لیبرال و اشرافی ، حقوق های نجومی ، کلاهبرداری ، وعده های دروغ ، نتایج ناکام حکمرانی ، ارائه وکیل مجلس دهم ، رفتار رادیکال. منافع شخصی و جناحی نسبت به منافع مردم و غیره می تواند به عنوان دلایل اصلی این بحران ذکر شود ، که در نهایت منجر به شکست شدید اصلاحات در شوراهای پارلمانی ، ریاست جمهوری و حتی شورای اسلامی در شهرها و روستاها خواهد شد.

2- راه حل بحران
قسمت مهم این داستان اینجاست. بحران فروپاشی بدنه اجتماعی که به خروپف اصلاح طلبان پایان داده است ، آنها را وادار کرده است که در مورد سازمان خود تجدید نظر کنند ، اما اختلاف نظرها در مورد چگونگی سازماندهی مجدد آن به یک بحران بزرگ اصلاحات تبدیل شده است. اصلاح طلبان برای دستیابی به جایگاه اجتماعی خود و دوم بازگشت به قدرت در آینده ای نه چندان دور ، در فکر تبیین استراتژیک هستند. بر اساس اظهارات و مواضع اخیر چهره های اصلاح طلب ، دیدگاه های مختلفی برای تجدیدنظر وجود دارد و اختلاف نظرهایی در مورد آنها وجود دارد.

برخی از چهره های بنیادین را در ساختار جدید حذف کنید
یکی از مسائلی که امروز مورد بحث است حذف هسته سخت یا رادیکال ها و فسیل هایی است که با برخی رفتارهایشان در طول سال ها اصلاحات را تا امروز به ارمغان آورده است. البته ، قالب این سازمان در حال حاضر توسط همین افراد در حال شکل گیری است و مدت هاست که ارقام معتدل کنار گذاشته می شوند. جالب اینجاست که به محض طرح این مسئله ، برخی از رادیکال های مشابه در رسانه های مختلف با یک حرکت معتدل اعلام کردند که هسته جامد ساختار آینده باید دود شود! بنابراین ، با توجه به تأثیر و قدرت این روند در ساختار اصلاحات ، بعید به نظر می رسد که اعتدال گرایان بتوانند افراد پرهزینه را در ساختار جدید حذف کنند!

تمرکز بر خاتمی؛ آره یا نه؟
مسئله دیگری که در آن اختلاف نظر وجود دارد ، سیستم تصمیم گیری در ساختار جدید است. شارگ در گزارش اخیر خود چند س importantال مهم در مورد سیستم تصمیم گیری و خاتمی از اصلاح طلبان پرسید. “مشخص نیست که موقعیت رهبری در جریان اصلاحات چیست. آیا خاتمی هنوز جایگاه سابق خود را دارد و آیا می تواند با تأثیر سخنان خود بر جامعه تأثیر بگذارد؟ و آیا همه اصلاح طلبان وی را نماینده خود می دانند و آیا به سخنان وی احترام می گذارند؟ در غیر این صورت ، آیا اصلاح طلبان با تمرکز سازمانی در آینده پیش می روند یا همچنان رهبر شخصی خواهند بود؟ »

همانطور که از رفتارهای اخیر دیده می شود ، اقلیتهای جنبش اصلاحات ، مانند محمود صادقی ، مدافع سرسخت مواضع مرکزی خاتمی هستند. این اقلیت نیز این روزها با حمله به کسانی که از خاتمی انتقاد می کنند ، یک محافظ توهین آمیز گرفته است. به عنوان مثال ، همتی اخیراً در بیانیه ای كه محمود صادقی بلافاصله در توییتر نوشت ، خاتمی را به شدت مورد انتقاد قرار داد: “آقای همتی! لطفاً طوری اظهارنظر نکنید که کسانی که از شما حمایت کرده اند پشیمان شوند. فردی که به طور مستقل و بدون هماهنگی سازمانی قبلی معرفی شده باشد ، نباید طلبکار پشتوانه سازمانی باشد. “برخی از تفاسیر شما شایعه را تأیید می کند که شما همچنین بازیگر مهندسی انتخابات هستید.”

محمود صادقی

اما مخالفان خاتمی چه نظری دارند؟ در جریان اصلاحات امروز ، بسیاری از چهره ها مخالف شخصیت اصلی هستند و همچنین بر خاتمی متمرکز شده اند. آنها معتقدند حنا خاتمی دیگر برای انسان رنگی نیست و او دیگر اقتدار لازم را در جامعه ندارد. برخی مخالفان خاتمی حتی می گویند اگر خاتمی مستقیماً در انتخابات شرکت می کرد ، وضعیت آنها بسیار بدتر از اکنون بود.

محمدعلی وکیلی ، نماینده سابق اصلاح طلب گفت: “ما در زمانی هستیم که اصلاح طلبان دیگر خوشحال و وابسته به خاتمی یا شخص دیگری نخواهند بود.” واقعیت این است که حتی همتی امضای خاتمی و اصلاحات را دریافت کرد. رأی وی از نتیجه لیست جمهوری خواهان در انتخابات شهر تهران فراتر نمی رود سبد وی حتی ممکن است از آرا current فعلی نیز کوچکتر باشد. »

عباس عبدی ، نظریه پرداز اصلاحات ، درباره خاتمی می گوید: “من حدود سه سال پیش نزد آقای خاتمی رفتم (آقای هانیكی حضور داشت) و كاملاً روشن كردم كه اوضاع اصلاح طلبان در آن طرف به بن بست رسیده است و شما سیاست دیگر نمی تواند ادامه یابد. بهتر است خودتان کار خود را منجمد کنید. انجماد سرمایه شما را از دست نمی دهد. من گفتم که همیشه می تواند فرصتی باشد و ناگهان یخ آب و جو را گرم می کند و می توان کاری کرد. من گفتم که نه تنها دیگر نمی توانید یک نیروی محرک باشید ، بلکه می توانید به عنوان یک مانع نیز عمل کنید. »

نقد خاتمی ریشه در این روند دارد. کرباسکی حدود دو سال پیش خواستار برکناری خاتمی در موضع جنجالی شد و گفت: «کار سیاسی که هیچ چهره ای ندارد. در مورد بزرگان دیگر نیز همین طور است. حتی افراد دیگری که ممکن است کاریزما و شخصیت مورد علاقه ما باشند … آقای خاتمی یا یکی از رفقای ما. اگر به دلیل شخصیت والا و ویژگی های تحسین برانگیز آنها ، زیرا آنها نمی توانند به کسی نه بگویند و … ما نباید تعارف کنیم. ما باید درباره کشور ، مردم و نظام فکر کنیم. “ما به همه مردم احترام می گذاریم و دست آنها را می بوسیم ، اما در سیاست این امکان وجود ندارد.”

انتقاد از نهاد اجماع ساز ، شورای مرکزی و شخصیت اصلی بهزاد نبوی نیز از جمله دیدگاه هایی است که بین آنها دیده می شود. حسن رسولی ، فعال سیاسی اصلاح طلب اخیراً گفت: “در شرایط فعلی که فرح بالی جامعه اصلاح طلبان در ایران را هدف قرار داده است ، روند بازسازی سازمان اصلاحات باید با تمرکز بر بهزاد نبوی آغاز شود. این بدان معناست که سی یا بیشتر از احزاب با تمرکز خود و با استفاده از اعتماد سایر بزرگان اصلاحات ، اول ، روند توسعه و گسترش خود را متوقف می کنند ، و دوم ، در قالب یک برنامه ، پروژه ادغام این احزاب را تعیین می کنند. من فکر می کنم امروز هیئت مدیره جبهه اصلاحات ایران به ریاست آقای بهزاد نبوی ظرفیت چنین کاری را دارد. »

نحوه برخورد با دولت اصلی ، نحوه بازگشت به جامعه و … موضوعات دیگری نیز وجود دارد که اختلاف نظر زیادی در مورد آنها وجود دارد. اما س isال این است که آیا میانه روها می توانند افراد گران قیمت را به سمت ساختار جدید سوق دهند؟ آیا اصلاح طلبان می توانند با این موضوع سازگار شوند که آیا ساختار جدید شخص محور است یا سازمان مدار؟ این بدان معناست که برخی باید از موقعیت خاتمی و برخی دیگر از مرکز نبوی کناره گیری کنند. آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟ با توجه به اختلافات ، س manyالات زیادی در مورد بازنگری در ساختار اصلاح وجود دارد ، اما مهمترین س isال این است که آیا اصلاح طلبان می توانند اساساً سازمان خود را بازسازی کنند یا برچیده می شود.

[ad_2]